تئوری نمایندگی، چالشهای جدایی مالکیت و مدیریت
تئوری نمایندگی یک مدل مدیریتی است که بر اساس آن، مدیران به عنوان نمایندگان صاحبان سهام عمل میکنند و مسئولیت اداره شرکت را بر عهده دارند. در این مدل، صاحبان سهام به عنوان مالکان شرکت، حق دارند تصمیمات مدیریتی را از طریق رای دادن در مجامع عمومی شرکت تعیین کنند.
اما چالشهایی نیز در این مدل وجود دارد که میتواند باعث جدایی مالکیت و مدیریت شود. برخی از این چالشها عبارتند از:
۱. اختلاف منافع: مدیران ممکن است برای تحقق منافع شخصی خود، تصمیماتی را اتخاذ کنند که با منافع صاحبان سهام در تضاد باشد.
۲. نقص اطلاعات: صاحبان سهام ممکن است به دلیل نداشتن اطلاعات کافی در مورد شرکت، نتوانند تصمیمات درستی را بگیرند.
۳. کنترل ناپذیری: در برخی موارد، مدیران ممکن است برای کنترل شرکت، اقداماتی را انجام دهند که با منافع صاحبان سهام در تضاد باشد.
۴. ناکارآمدی مجامع عمومی: در برخی موارد، مجامع عمومی شرکت ممکن است نتوانند تصمیمات درستی را بگیرند و این باعث شود که مدیران بتوانند به راحتی تصمیمات خود را اجرا کنند.
برای مقابله با این چالشها، میتوان از راهکارهایی مانند افزایش شفافیت و اطلاعرسانی، تقویت نظارت و کنترل صاحبان سهام، افزایش مشارکت صاحبان سهام در تصمیمگیریهای شرکتی و بهبود عملکرد مجامع عمومی استفاده کرد.